تو را می طلبم، هر روز، هر شب، با اشک، با رنج عمیق دلی سوخته. آخر خدایا، کجایی؟ کجا؟! در روزهای سردرگمی، این روزهای شوم که نابسامانی اقتصادی، سیل، حمله ملخها و خطر جنگ، اضطراب را بر جانها حاکم کرده، نام خدا بسیار برده می شود: آخر خدایا، چگونه مداخله می کنی؟ چگونه ما را پاسخ می دهی؟ راهی به رهایی مان بنما…

در پاسخ به این تمناها و تردیدها، باید بگویم خدا هست و در حال پاسخ دادن به حجم عظیم خواهش ماست. خدا دارد به زبان ویژه خداوند پاسخ می دهد. همان گونه که از آغاز خلقت آدم سخن گفته و هرگز کوتاهی نکرده و هرگز نادیده نگرفته است. زبان ویژه خداوند بر مبنای هدایت ابزاری است. روح به فرمان الهی خوابی به دیدگان فرعون می آورد، معبران او خواب را وارونه تعبیر می کنند، فرزند پسری زاده خواهد شد که پادشاهی تو را واژگون می کند (این چنین تعبیری سخت اهریمنی است، و مگر جز این است که خدا اهریمن را آفریده است). هزاران نوزاد پسر از قوم بنی اسرائیل قتل عام می شوند تا مادر، دل از محبت فرزند بکند و موسی به آرامشگاه دربار فرعون ورود کند، جایی که باید شخصیت مقتدر رهبری او شکل گیرد.

در همین نقطه، اصول بدیهی هدایت ابزاری خودنمایی می کند:

یک- خداوند قهار: قوم بنی اسرائیل به دلیل ذلت پذیرفته و دوری دلهایشان از خدا، با چهره قاهر الهی روبرو می شوند. کشته شدن فرزندان پسر جلوه ای عادی از طبیعت بی رحم هستی است، جایی که اقتدار الهی حکومت می کند. هر روز میلیونها جان گرفته می شود، آن هم به ستمگرانه ترین شیوه ها. شاید پاره ای پستانداران عالی گلوی شکار را به دندان بگیرند و مرگ را ساده کنند، اما به طبیعت نگاه کنید، هولناکی شیوه های شکار شوکه کننده است. کشته شدن فرزندان پسر، ویرانی شهرها و تباهی رخنه کرده در جان ستمگران…

در برابر این جلوه گاه اقتدار الهی، سیل خوزستان حرکت نسیم کوچکی از دوزخ است.

دو- خداوند مکار: که خداوند مکر کننده ترین مکر کنندگان است. می گوید عدد فرشتگانی که عرش را حمل می کنند، هشت قرار دادم تا بدان بسیاری را گمراه کنم. همین خدا، خوابی بر دل فرعون می افکند تا معبرانی کار نابلد، پیام را وارونه رمزگشایی کنند، درست همان گونه که بسیاری فالگیران و رمالان جدای از دروغها، دانشهایشان همه ظلمانی و تیرگی آور است. فرعون گرفتار در خدعه الهی، دشمن خود را به بارگاه می آورد و چون جانی شیرین این مار خطرناک را پرورش می دهد.

سه- خداوند رحمان: تمایز آشکاری میان خداوند اسلام با خداوند مسیحیت وجود دارد. در خدای مسیح، حرکت به سمت خدا پذیرش ریاضت ها و محرومیت هایی است که خدا بر بندگان محبوب صادر می کند. آن چنان که بر فرزند خود مسیح صادر کرد و صلیب یعنی رنج گوهر آدمیت؛ اما خداوند اسلام، معنای دیگری دارد. جهان هستی گهواره ای برای رامش بندگان ایمان آورده است. در جهان مینوی قرآن، آزمونها بازتاب گره های وجودی نفس فرد است و هدف هر آزمون، کمک به بنده برای تکامل و خودشکوفایی است. بدین ترتیب، جهان نمادین برای مومن، آدم سکنی یافته در بهشت است و آزمون چیزی فراتر از درخت ممنوعه نیست. خداوند می گوید، مرا اطاعت کنید تا بزرگانتان را بالا ببرم و خودتان را برکت دهم. هنگامی که انسان در مسیر بندگی گام می گذارد، با چهره رحمان (و صد البته پرورش دهنده) خدا روبرو می شود که که جز خیر و برکت تعالی چیزی در آن نیست.

این دانایی ها برایتان بازگشایی می شود تا راهتان را باز یابید، بلکه ایران در مسیر شناخت خدای اسلام از چمبره تباهی درون خلاص شود.