درون درد تنهایی فرو رفته، هنوز دقایقی بیشتر نیست که مرد در خانه را با عصبانیت پشت سر کوبیده و حال، شما جلوی زن درمانده نشسته اید و می گویید: حقش بود، خوبیش اینه، دیگه رفت؟! انگشت گذاشتن روی نیمه پر لیوان و تایید جنبه های مثبت قضیه، برای فرد آزرده خاطر، همانند ضربات کوبنده پتک روی سر هستند. این دست عبارات، هیچ کمکی به بهتر شدن حال فرد نمی کنند.

زمانی که فرد درباره مسائل رنج آور زندگی و وقایع تلخ یک روز مصیبت بار، به شما پناه می آورد، هیچگاه اولین جملاتی که از دهانتان خارج می شود، اشاره به جنبه مثبت قضیه نباشد: خوبیش اینه که حالا وقتت آزاده و می تونی هرکار دلت خواست بکنی؟!

این دست کلمات حداقل فایده و حداکثر آسیب را دارند:

  • به نظر می رسه سرماخوردگی بدی دارم…. خوبیش اینه که آنفولانزا نیست.
  • خیلی ناراحتم، کارم رو امروز از دست دادم… حداقل، حالا وقت داری استراحت کنی.
  • اوه خدای من، بچم سقط شد… بازم شکر، هنوز می تونی باردار بشی.

بیشتر مردمی که از این نوع عبارات استفاده می کنند، تلاش دارند تاثیر تسلا بخشی داشته باشند. آنها فکر می کنند، با اشاره کردن به نقطه مثبت قضیه می توانند مفید باشند؛ اما واقعیت مهم این است که افراد مصیبت دیده، علاقه ای به دیدن جنبه مثبت قضایا ندارند. آنها عمیقا نیاز دارند به آنها گوش دهیم و درکشان کنیم.

کلمات «حداقل»، «خوبیش اینه» و… شاید آکنده از حس دلسوزی باشند، اما قادر به آرام ساختن احساسات ملتهب طرف مقابل نیستند. بر مبنای یافته های خانم برنی برون، توجه به این تمایز مهم است. برنی برون با درجه فوق دکتری، سالها در زمینه شجاعت، آسیب پذیری، خجالت و همدلی تحقیق کرده است. او معتقد است باید روی ارتباط همدلانه با فرد ناراحت تمرکز کرد: اگر شما نمی دانید بچه باید بگویید، پرفسور برون پیشنهاد می کند فقط ابراز کنید: حقیقتا الان نمی دانم چه باید بگویم، اما خیلی ممنونم که این حرفهایت را برای من گفتی.

محبت و همدلی بهترین دارویی است که در اختیار ما قرار دارد.

منبع: lifehacker