ستاره:

هفت ماه است از همسرم جدا زندگی می‌کنم. خواب دیدم فرزندی دارم و خانواده شوهرم شش ماه نگذاشتند وی را ببینم. من در حالی که دو نفر به قصد کمکم بازوهایم را گرفته بودند تا بر زمین   نیفتم به شدت ناله و گریه و زجه می‌زدم و می‌گفتم بچه‌ام را شش ماه  ازم گرفتن و نذاشتن ببینمش …
گاهی در خواب فقط صدای گریه کودکی را می‌شنوم  و خودمم همزمان در خواب حس دلتنگی و ناراحتی و گریه می‌کنم و بیدار می‌شوم.

تفسیر:

کودک درون به نحو چشم‌گیری در شخصیت شما غالب شده است. به خودتان بیایید و مسئولیت زندگی‌تان را بپذیرید.

صدای گریه آن  کودک در واقع صدای زجه‌های نفستان است که محتاج مراقبت و توجه شماست. در واقع، بچه موجودی است که نیاز به توجه و رسیدگی دارد تا رشد کند و به بلوغ برسد. در رویای شما، بچه بدون تردید وجود خودتان است. شش ماه نیز اشاره به کودک شش ماهه دارد. کودک در این سن به محرک‌های بیرونی پاسخ می‌دهد. به اداها و شکل‌ها توجه می‌کند و تحت تاثیر آن‌ها واکنش  نشان می‌دهد. در حقیقت، شخصیت شما نیز به شدت شرطی شده و تحت تاثیر محرک‌های بیرونی رفتار می‌کند. آیا می‌‌خواهید همچنان کودک بمانید و اجازه دهید شرایط محیطی زندگی شما را رقم بزند؟

دو نفری که زیر بغلتان را گرفته‌اند، بخش‌های بلوغ یافته احساس و منطق شما هستند. راست بایستید، واقعیت همین است که مشاهده می‌کنید. چرا از پذیرش آن طفره می‌روید و مانند کودکانی خردسال که جای‌شان را خیس کرده‌اند، یا گرسنه‌اند یا شکمشان درد می‌کند، آه و فغان راه می‌اندازید؟ آیا شما اولین کسی در جهان هستید که مورد بی‌مهری همسرش واقع شده است؟

به عنوان یک انسان بالغ راست بایستید و مسئولیت زندگی‌تان را به عهده بگیرید. این همسر شما و دیگران هستند که به شما نیازمندند. اگر لیاقتتان  را داشته باشند، در کنارتان قرار  می‌‌گیرند و اگرنه، خوب شما بلد هستید، خوشبخت زندگی کنید. آیا این طور نیست؟