تعبیر خواب زخمصدف مدتی پیش درگیر رابطه مسئله داری شد_ رابطه ای که شالوده اصیل یگانه خواهی و وفاداری دوجانه در آن لحاظ نشده بود. اکنون مشکلاتی پیش آمده و مرد پاسخ تماسهای صدف را نمی دهد. زن جوان خود را مقصر می داند. تک تصویری از خواب خود را به یاد می آورد: زخم عمیقی بر چهره محبوبش دیده می شود. زخم از سمت چپ بالای لب بالایی به سمت راست پایین لب پایینی به صورت مورب کشیده شده است.

زن جوان فکر می کند مرد آسیب دیده و مقصر قضیه نیز اوست. صدف می نویسد: «هر چند شریک احساسیم حس میکنم به رابطمون پایبند نیس و منو خیلی اذیت میکنه تو این رابطه. بخاطر یه اشتباه کوچیکی که داشتم الان پنج روزه با من قهر کرده و جوابم رو نمیده. زخم عمیق که رو لبهای بستش بود، من فکر میکردم  ناشی از زخمی هست که از طرف من احساس میکنم خورده بخاطر اشتباهم.»

آنالیز خواب:

زمانی که تک تصویر از خوابی به خاطر مانده، تحلیل آن دشوارتر از شرایطی است که خواب جزئیات بیشتری دارد. در اینجا چهره دیده شده باید به دقت آنالیز شود تا به راز آن چیزی که رویابین را آزار می دهد، پی ببریم.

اولین نکته که توجه را جلب می کند، خود زخم است. ماهیت زخم یعنی آسیب دیدن. زخم روی چهره است و چهره نماد احساسات و  هیجانات است. خط حالت اریب داد، به معنای ناپایداری. این خط به روی دهان واقع شده است. دهان مسیری است که ما از آن جذب می کنیم و بروز می دهیم. جالب اینجاست که از سمت چپ چهره به راست امتداد مورب پیدا کرده است، یعنی درگیری احساسی-عاطفی رویابین مقدم بر بعد معقول اوست. نکته جالب دیگر این است که چهره دیده شده، چهره محبوب فرد یعنی چهره مذکر است. جمع بندی اینها نشان می دهد، صدف شخصی است که بعد مذکر (منطقی) او تحت تاثیر احساسات و هیجاناتش قرار دارد. ناپایداری از آنجا ریشه می گیرد که احساسات را می اندازد جلو و پشت آنها راه می افتد. صدف نمی آید، نگاه قائم، یک نگاه منطقی به مسائل داشته باشد. دو دوتا چهارتا کند، بلکه عواطف رویابین نیروی پیشران هستند. مثل بادی که می افتد در بادبان، کشتی زندگی تحت تاثیر طوفانی است که از سمت احساسات وزیدن می گیرد. در نتیجه باعث تلاطم و رنج می شود. نه آن چه تغذیه می کند سلامت است (همان هیجانات مقدم بر منطق)، نه آنچه عمل می کند به درستی موثر است. برآیند دریافتها و رفتارها باعث می شود تا صدف آسیب ببیند.

در زندگی انسان، چنین چرخه های معیوبی به راه می افتد و در سطوح مختلف زندگی فرد مرتب نقش آفرینی منفی می کنند. گفتگوی ساده ای با صدف نشان می دهد، خانم جوان فردی بسیار گشوده قلب است. او اجازه می دهد محبت، احساسات، تمایلات و هیجانات در وجودش گسترش پیدا کنند که این، دقیقا همان طوفانی است که به بادبان می افت. در این رابطه، نوعی خویشتن داری منطقی راهبرد رهایی است.

راهبرد این است که خط مورب، قائم شود، پایدار شود و شخص به تعادل برسد؛ یعنی سوی چپ و راست، یا همان احساسات و منطق را متعادل کند. آن زمان به آرامش می رسد. آن زمان می توان به درستی قضاوت کرد. چه بسا اساسا ریشه رابطه معیوب باشد و بر مبنای نادرستی شکل گرفته باشد؟

آیا زن درک نمی کند، عشق ذاتا یگانه خواه است؟

خوابها از اعماق ناخودآگاه ما، مرکز تاریکی به نام روح، صادر می شوند. تمایز انسان با دیگر مخلوقات نیز نه در هوش یا هر ویژگی دیگر، بلکه در همین روح یگانه است. روح نقش پردازشگر باستانی در ساختار بشر را بازی می کند و راه رسیدن به قله کهن انسانیت را نشان می دهد. آیا برده با آزاده برابر است؟ (زنی درگیر رابطه چندگانه چه تفاوتی با برده دارد؟) پیامهای رهایی بخش روح به ما نشان می دهند، زن وجود اصیلی است که برای رسیدن به آزادی و تمامیت خود، رابطه ای را می پذیرد که در آن مختصات اصالت و وفاداری دوجانبه وجود داشته باشد.

مشکل صدف بها ندادن به وجه مذکر خود و افتادن در مسیری است که در آن احساسات یک زن به بازی گرفته می شود.