تعبیر خواب لبخند ملیحرضا:

انگار جلسه عقد منو همسرم بود و یه بحثی با هم داشتیم. انتظار نداشتم فرضا برخوردش ‌سر یه ‌موضوعی که ‌یادم نمیاد چی بود اونجوری باشه. ناراحت بودم ، با هیچ کسم‌ حرف نمی زدم‌، یعنی حرف میزدم فقط نمیگفتم مشکلم‌چیه! گذشت، از بیرون‌ وارد سالن شدم کنار برادر خانمم نشستم ، نفهمیدم ‌چی شد که ‌بغضم ‌ترکید. چون ‌برادر ‌خانمم ‌خیلی آدمه منطقیه کشیدمش‌کنار‌ تا باهاش حرف‌بزنم‌، مشکلمو‌ بگم یکم‌ آروم ‌شم‌، بهش گفتم‌ من با ‌هر کی ‌که ‌بگی‌ سعی کردم‌ بهترین ‌رفتار ‌‌رو داشته باشم و عین یک‌ حرفه ای سعی کردم ‌تحمل‌ کنم‌ و ‌رفتار‌ کنم اما دریغ از یک ذره محتاط بودنه بقیه، یعنی اینو داشتم ‌میگفتم ‌که ‌من‌ سعی‌کردم ‌خوب ‌باشم ‌تا خوب ببینم ‌اما ندیدم! برادر خانمم‌ همینطوری که ‌گوش می داد یه لبخند ملیح‌ هم‌ داشت. منو برد توی یک ‌انباری گفت زنگ‌ بزنم بیان بقیه مشکلتونو ‌حل‌کنین. گفت فقط مطمئنی‌ همسرت هم‌ میاد؟ اون فکر ‌می کرد قهره، من انگار مطمئن بودم که همسرم آدم سازگاریه و کسی نیست که نخواد بیاد و دوری کنه، برای همین گفتم آره میاد اون که…

آنالیز خواب:

عقد داستان تعهدی است که رویابین نسبت  به دیگران احساس می کند. او که رفتار منطقی را سرلوحه زندگی کرده است، می کوشد همواره بهترین کنش را داشته باشد. در حقیقت، رضا در نقش انسان خوب فرو رفته است. انسانی منطقی، حسابگر و چارچوب مند. در این بین، همسر رویابین، نماد نیازها، خواستها، آرزوها و احساسات رویابین است. او عمیقا در اثر سرکوبی نیازهای روانی دچار رنج درونی شده است. به عبارتی، سالن محلی است که باید تمام ابعاد وجودی رویابین حضور داشته باشند و رویابین نسبت به همه نیازهای خود اعم از فیزیولوژیک، روانی، اجتماعی و… احساس مسئولیت کند. اما، او این نیازها را به انباری برده است، یعنی آنها را به گونه ای مورد غفلت قرار داده است. بردار خانم رویابین، تمثیلی از پرسونای منطقی و کنترلگر اوست. او لبخندی به لب دارد تا به دیگران انرژی مثبت دهد و خویشتن را در انباری دل پنهان نگه دارد.

رویابین زمانی که با دیگران حرف می زند، هرگز مکنونات درونی خود را افشا نمی کند، او زمانی هم که عقده دلش سر باز می کند و زیر گریه می زند، در چارچوب همان عقل تحلیل گر انتظار دارد مسائل خود را حل کند. برادر خانمش را انتخاب می کند، چون فردی بسیار منطقی است. تمثیلی از خود او. پس راه حلی که یافته می شود، فراخوانی نیازها به انباری است. به این معنا که راه را همچنان در نقش رضای خوب را بازی کردن و سازگاری می بیند. همسرم آدم سازگاریه و کسی نیست که نخواد بیاد.

راه صحیح حل مسئله برای رویابین و رهایی از رنج درونی، بیرون آوردن تمام ابعاد وجود از انباری و تعهد داشتن برای رفع نیازهای عمیق خویش است. انسان همان قدر که به کار نیاز دارد، لازم است به احساسات و عواطف خود نیز توجه داشته باشد. شاد بخندد، تفریح کند، از فرصتهای بودن با دیگران لذت ببرد و…