تعبیر خواب گریهمرضیه: در خانه بودم، حاج آقایی که در خواب می شناختم، از مغازه اش زنگ زد، گفت: مادرت آمده بود اینجا، حالش بد شد و افتاد. گفتم: الان چطور است؟ گفت: تموم کرد. در خواب باورم نمی شد و از شدت درد و ناراحتی و گریه بیدار شدم.

خواب داستانی در دل داستان است. برای رسیدن به داستان درونی خواب نمادهای همسو را به هم پیوند می زنیم. شبکه ای از رشته ها آشکار می شود که داستان خواب را می سازند.

در رویای مرضیه، خانه و مغازه دو رشته اصلی داستان را نمایندگی می کنند. خانه وجه مستاصل رویابین است: مادری که حالش بد می شود، می افتد و می میرد؛ یعنی آکنده از درماندگی است. مرضیه درون خواب نیز همین گونه است: گرفتار نارحتی جان فرسا شده، سخت می گرید و از خواب می پرد؛ یعنی سراسر وجود او در برابر مشکل پیش آمده در هم تنیده می شود.

در سوی دیگر، شخصیت توانای مرضیه قرار دارد؛ هرچه باشد حاج آقاست و مغازه قابلیتهای ذاتی او را به تصویر می کشد. اما نهایت تلاش او دست روی دست گذاشتن و ارسال خبر به اعماق عاطفی خود است. حاج آقا بجای کنش ورزی تنها گوش بزنگ است تا اخبار بد را شناسایی و آن را مخابره کند.

خواب این دوگانه را نشان می دهد: وجه هوشیار فرد که رفتار خنثی و گوش بزنگ دارد. در مقابل، وجه هیجانی رویابین که آکنده از حس درمانگی آموخته شده است.

در و اقع، نماد مادر اولا نشان می دهد ریشه درماندگی مرضیه را باید در تربیت خانوادگی جستجو کرد؛ ثانیا، مادر به مغازه حاج آقا می رود؛ یعنی رویابین هیجانات خود را رصد می کند، منتها چون قادر به شناخت قابلیتها نیست، همچنان در سمت ضعیف خویش باقی می ماند و رنج ادامه می یابد.

در محتوای بالا، راه درمان مشهود است. مرضیه نیازمند شناسایی بعد مولف شخصیت خود است. او نیاز دارد خوداتکایی و خودکارآمدی خویش را باز شناسد و با کنترل هیجانات، سررشته امور را به دست گیرد.

لحظه ای فکر کنیم، فهم داستان درونی خواب چه تاثیر بزرگی بر زندگی ما می گذارد. یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم. بجای تحمل بالاترین سطح استرس در جهان کرونا زده، در طلب راهی باشیم که ضمیر ناخودآگاه به رویمان می گشاید.