تحلیل_محتوایی_سوره_ناس

تحلیل محتوایی سوره ناس

ترجمه سوره:

به نام خداوند بخشنده مهربان

بگو پناه می برم به پروردگار مردم/ پادشاه مردم/  خدای مردم/ از شر وسوسه گر پنهان کار/ آن  که وسوسه می افکند در دل مردم/ چه از جنس  جن باشد چه انسان.

 

شرح  تحلیل:

در تحلیل روانشناسانه، می توان قرآن را ابعاد شخصیت انسان کامل در نظر  گرفت.

هر سوره با عبارت «به نام خداوند بخشنده مهربان» شروع می شود. «به نام» بیانگر شکل ورود است، الله نماد عقلانیت خود اتکا و بخشنده مهربان نماد نگاه رحمانی است. بنا به این ملاحظات، مفهوم عبارت «بسم الله الرحمان الرحیم» می شود انسان  باید از  جایگاه متکی به نفس و رحمانی به مسائل ورود کند. به عبارت دیگر، هر انسانی موظف است، هنگام  روبرو شدن با مسائل زندگی و چالش های تصمیم گیری همانند ناخدایی در برابر دلشوره های درونی یا تاثیرات بیرونی خود را مصون نگه داشته و با رویکردی رحمانی- که خیر امور در چیست- به تصمیم گیری بپردازد.

اکنون، به تحلیل سوره ناس بپردازیم: «آن که وسوسه می افکند در دل مردم»، به زبان ساده، یعنی تاثیری که افراد مغرض روی جمع می  گذارند تا رفتار اجتماعی در  مسیر منافع آن ها شکل بگیرد. مانند تب دلار که مردم همه به سوی صرافی ها هجوم می آورند یا زمانی که در نبود موسی قوم او راه گوساله پرستی در پیش گرفتند.

در این سوره، جن نماد ناشناختگی است. بعضی انحرافات اجتماعی مشخص نیست توسط چه جریانی شکل گرفته است. برای  مثال، فرهنگ لاابالی گری که خوش بودن را یک اصل می شمرد و افراد وفادار به زندگی زناشویی را امل و قدیمی می خواند.

ناس (انسان) اشاره به عاملی دارد که به ظاهر می شناسیم، اما به نیات سوء آن وقوف نداریم. دوستی که ما را به مجالس عیش و نوش می کشاند، چون به همسرمان نظر سوء دارد از این نمونه است.

قرآن ایمن ماندن از این  وسوسه ها را در گرو سه عامل می داند:

یک- پروردگار  مردم یعنی پرورش دادن بعد اجتماعی شخصیت. انسانی  که بعد اجتماعی شخصیت او همواره در حال رشد و تعالی است، گرفتار  جمود نشده و مدام خود را در برابر شرایط  جدید به روز رسانی می کند.

دو- پادشاه مردم یعنی حاکمیت داشتن بر ماهیت اجتماعی شخصیت. انسانی  که بعد اجتماعی شخصیت او  تحت اختیار عقلانیت او  قرار دارد، احتمال  کمتری وجود دارد دچار کشش های مخرب شود.

سه- خدای مردم یعنی استقلال داشتن در  برابر اجتماع. انسان مستقل روی پاهای خود ایستاده و مشکل اعتماد به نفس ندارد که به خاطر آن به سمت همراهی با جمع سوق یابد.

رشد شخصیت، حاکمیت بر خود و هویت مستقل اجتماعی سه عنصری هستند که انسان  را در برابر شرطی سازی های زیرکانه اجتماع مصون نگه می دارند. به زبان دیگر، در هنگامی که امواج تب آلوده جامعه را فرا می گیرد، انسان  با اتکا به صفات سه گانه فوق می تواند از خطای بزرگ جمعی مصون بماند.