پژوهشهای آکادمیک روانشناسی نتوانسته مدرک معتبری برای وجود نظریه ناخودآگاه فروید بیابد؛ اما، این پایان اعتبار ناخودآگاه نیست. زبانشناسی رویا پرده از رازهای اعماق وجود بر می دارد و سه گانه نهاد، خود و فراخود را به روشنی نمایان می کند. خانم جوانی خواب دیده به خانه یکی از آشنایان می رود و زن خانه ابراز می کند همسر خرجی نمی دهد و او به این دلیل به تن فروشی پرداخته است. زن خانه رویابین را با خود می برد. در اتاقی هستند و رویابین سخت دو دل است که آیا این کار را بکند یا نه؟ آیا باید به پلیس زنگ بزند؟ بعد، یکی از مردان فامیل به عنوان مشتری می آید. برای لحظاتی رویابین در اتاق تنها می شود و با پلیس تماس می گیرد…

خانه فحشا نماد خواستهای آنی و خواهشهای نهاد هستند. آنها را می توان افکار خودآیندی خواند که به خاطر برآورده نشدن نیازهای طبیعی نهاد سر بر آورده اند و ذهن رویابین را اشغال می کنند: حمله شیطان درون! بارها گفته ام که نهاد همان شیطان درون است، ارزشمندترین گوهری که انسان در اختیار دارد. بر خلاف اهریمن برون که باید از آن احتراز کرد، اهریمن درون آکنده از انرژی حیات و منبع قدرتی است که مسئولیت ما به عنوان مخلوق برگزیده، تعالی این گوهر بی همتاست، نه سرکوب، آنچنان که باورهای مذهبی بیان می کنند.

اما، تقلای ثانوی رویابین، همانجا که نماد پلیس به میان می آید، به روشنی، پا به میدان گذاشتن فراخود را نشان می دهد. رویابین در برزخ میان نهاد و فراخود گرفتار شده است و…

زبانشناسی رویا مسیر تعبیر خواب و روبرو شدن با طرحواره های ناقص و نگرشهای معیوب است. اما، فرهنگ شرق و از جمله ایرانیان، به دنبال شعبده بازی و آینده خوانی از دل خوابهاست. بشر نمی خواهد مسئولیت تعالی خود را به عهده بگیرد، پس، جویای کلماتی است که به او آرامش موقت بدهند، نه این که مسئولیت عظیم او برای خودشکوفایی را یادآور شوند.

این چنین است که صدای بشر معاصر، هم راه با تمام اعصار، از درون قرآن و حنجره بنی اسرائیل ساطع می شود: خدایا بر ما آسان بگیر، چشم ببند و بگذار زندگی مان را بکنیم!

این چنین گستاخی شوخ طبعانه بشر او را با چهره تاریک خدا روبرو می کند.