قسمت اول

مشکل شما پوستی است؟ بله، بسیار خوب؟!… روانشناس پیشرو درمان بیماران را با این سوال غیرعادی آغاز می کند: چه اتفاقاتی در زندگیتان درحال رخ  دادن بود، زمانی که بیماری پوستی تان شروع شد؟

زن با پوشش مناسب زنان میان سال، در مطب من با صدایی آرام جزئیات بیماری رنج آور خود را شرح می داد. پوست دستها و پاهای او با تکه های فلس  مانند کبود و ورقه قرمز پوشیده شده بود. (علائم شناخته شده پسوریاسیز یا داء الصدف.) درمانهای دارویی و دیگر روشهای طب مدرن در بهبودی او ناموفق بودند.

مشخص بود ناراحتی شدیدی در رابطه با ظاهر خود دارد. متخصص پوست او_ که با رویکرد متفاوت من در درمان بیماریهای پوستی آشنا بود_ او را به من ارجاع داده بود. مراجع جدیدم با شنیدن اولین سوالی که پرسیدم قدری متعجب شد: به من بگویید در زندگی درگیر چه مسائلی بودید، زمانی که مشکلات پوستی شما برای اولین بار شروع شد و بعد شدت گرفت؟

او در خانواده خوبی به دنیا آمده بود! شاید برای آنها که از بیرون نگاه می کردند. زن گفت، پدر یک بانکدار و مادر به کارهای خانه مشغول بود. در حقیقت، پدر و مادر در یک چرخه پایان ناپذیر نسبت به کوچکترین اشتباهات فرزندان تنبیه و ناسزاگویی را پیشه می کردند و هر از گاهی نیز مشغول مشاجره می شدند.

پدرم می خواست من ویلون نواز بشوم و برایم یک ویلون گران قیمت خرید. این خواسته پدرم را از کجا فهمیدم؟ چون به صراحت خودش به من گفت. بعد زمانی که می خواستم تمرین کنم، آن را با خشونت از دستم کشید و فریاد زد: نواختنت هولناک است.

زن به حرفهایش ادامه داد: بعدا، او مرا تهدید کرد که چون برایم ویلون خوبی خریده، حتما باید عضو گروه ارکستر مدرسه شوم؛ اما چطور می توانستم بدون تمرین در خانه به خواسته او عمل کنم؟! بنابراین، شروع کردم این احساس را پیدا کنم که به هیچ عنوان به قدر کافی خوب نیستم. پس از آن، پدرم را به شدت مهیب یافتم.

هنگامی که مراجعم در سنین نوجوانی بود، والدین او از هم جدا شدند. مادر به واسطه صدمات ناشی از مشاجرات و طلاق، گرفتار اعتیاد به الکل شد؛ اما دختر قصد تسلیم شدن نداشت. او شروع کرد به سختی تلاش کردند. ابتدا با معدل B درجه یک و سپس معدل A سالهای تحصیل را پشت سر گذاشت و در یک دانشگاه درجه یک پذیرفته شد. اما، در همان زمان لکه های فلس مانند قرمز و زمخت به اندازه یک سکه روی پوست دستها، پاها، قفسه سینه و صورتش ظاهر شد.

سپس، علائم رفع شدند اما، در حدود بیست و دو سالگی او را ناگزیر کردند تا به دکتر عمومی مراجعه کند. آنجا دریافت نام بیمار او پسوریازیس است. به او کرمهای درمانی داده شد که مفید نبودند و علائم کاهش نیافت. روزها گذشت و بهترین کاری که کرد پذیرش وضعیت موجود بود.

 

ما می دانیم استرس و تروما می تواند پوست را تحت تاثیر قرار دهد

سالها این خانم رنج بیماری ای را تحمل کرد که به او گفته شده بود، ناشی از نقص در سیستم ایمنی است.

در پسوریازیس نمونه بیمار من، سلولهای پوستی ده ها مرتبه سریعتر از وضعیت نرمال تکثیر می شوند. آنها روی سطح پوست متراکم شده و پلاک های فلس مانند، برجسته و قرمزی را ایجاد می کنند که می تواند دردناک و زشت منظر  باشد. اغلب، پسوریازیس برای هفته ها یا ماهها حضور دارد، سپس علائم آن رفع شده و بعدا باز می گردند. این بیماری می تواند هر نقطه از بدن را تحت تاثیر قرار دهد و حتی روی پوست صورت ظاهر شود. بیماری باعث حالات افسردگی در فرد می شود.

بر مبنای یافته های جدید، تروما در برخی موارد، ماشه چکان اصلی آغاز بیماری است.

در واقع، به خوبی ثابت شده دوره های طولانی استرس با احتمال بالای وقوع بیماری هایی چون آرتروز، بیماریهای قلبی عروقی، بیماری ریوی و سرطان در ارتباط است. در حالی که ارتباط موجود از نوع همبستگی و نه علی است؛ اما تحقیقات جدید پرده از مکانیزم بیماری زایی برداشته اند: در کودکان قربانی بد رفتاری والدین، تغییرات ویژه ای در مواد شیمیایی خونشان ثبت شده که با التهابات بدن در ارتباط هستند. این ترکیبات شیمیایی مشابه ترکیباتی هستند که گمان می رود موجب تحریک مشکلات پوستی و شک گیری بیماری هایی چون پسوریازیس می شوند.

ما نمی توانیم بگوییم که حوادث تروماتیک یا فشارهای روانی عامل اصلی این نوع بیماریها هستند یا همه قربانیان بدرفتاری دچار پسوریازیس می شوند. اما در بسیاری از موارد، محرکهای روانشناختی مبتنی بر فشار عصبی زمینه شکل گیری و رشد  بیماریهای پوستی را فراهم می کنند. در این بین، ذهنیت بیماران مشخص می کند آیا به نحو سلامتی با بیماری روبرو می شوند یا تحت تاثیر عوارض منفی آن قرار می  گیرند؟

در واقع، همین نقطه، جایی است که من به عنوان درمانگر ورود می کنم.

 ادامه دارد…

 

Source: dailymail