آیا آنچه در خواب می بینیم، انعکاس آشفته اتفاقات روزانه ماست؟ پاسخ این سوال را زیگموند فروید داد و پس از او، بنیانگذار روان تحلیلگری، کارل گوستاو یونگ، تحلیل رویا را شاه کلید روش درمانی خود معرفی کرد. امروزه واکاوی رویا همچنان یکی از دغدغه های مهم روانشناسان علاقمند به رویکرد روان تحلیلی است.

رویا چیست و به ما چه می گوید؟ در حوزه رویا، علم ما دوران جنینی را پشت سر می گذارد. دانش انسان از روان محدود و یافته ها به تدریج فرضیه پردازیهای جدید را تشویق می کند. «زبانشناسی رویا» یکی از پارادایمهای درمانی پیشرو است که طی بیش از دو دهه در حال توسعه آن هستم. بر مبنای این چارچوب نظری، بشر در سیر تکامل، شاهد شکل گیری زبان گفتار (در ضمیر هوشیار) و زبان رویا (در ضمیر ناهوشیار) بود. هدف زبان گفتار ایجاد ارتباط و کامیونیکیشن بود که به دلیل همین ماهیت ذاتی، تحت تاثیر ارتباط میان انسانها، در فرهنگهای مختلف ساختهای گوناگونی یافت؛ اما هدف زبان رویا برقراری ارتباط میان هوشیاری و ناهوشیاری بود. در حقیقت، طی فرآیند خواب، رویا پیامهای بخش عظیم و ناهوشیار وجود آدمی را به هوشیاری آورده و در حافظه ذخیره می کند.

این پیامها شامل چه هستند؟ همان گونه که پیامهای سیستم ایمنی بدن اطلاعاتی را در رابطه به مشکلات جسمانی به سمت مغز ارسال می کنند، رسالت رویا آگاه کردن مغز پیشین نسبت به ساختهای شناختی معیوب است- طرحواره های ناقصی که عامل رنج فرد و دور ساختن او از تعادل روانشناختی هستند، عواملی که فرد را فرو می کاهند تا در پیچ و خمهای زندگی اسیر شود و راه رستگاری را هرگز باز نیابد.

ما دشمن خود هستیم. در حقیقت نفس قدرتمندترین عامل بازدارنده انسان از طریقت رهایی است. رویا به تاریکخانه نیروهای قدرتمند درون پرتو می افکند، نیروهای شگرفی که عامل شکل گیری ساختهای شناختی معیوب هستند، مکانیسم آنها را برملا می کند و به ما فرصت می دهد تا برای دست یابی به زندگی بهتر راهی نورانی را پیش روی خود بیابیم.

افسوس که انسانها در نمی یابند، رویاها حامل چه پیامهای ارزشمند و حیاتی ای هستند.