معشوق خیال

پارچه ای مندرس بر سر
به جای خوابگاه همسر
سر در کنج عزلت می گذارد
این نیز گمراهی به شیوه زاهدانه ایست
آیا کسی می پسندد، نوزادی به سینه مادر پشت کند؟ زیبایی ها، خوشی ها، نغمه پرندگان و زندگی شاد میان طبیعت و انسان همانند شیری است که از سینه مادر زمین تراوش می کند. پشت کردن به آنها و برای رسیدن به معنویت، دنیا را خوار شمردن، گوش به صدای مرگ سپردن و فرصت زیست را گم کردن است.
در آیه ۶۷ سوره هود، داریم: «و بگرفت آنان را که ستم کردن خروشی، پس شدند در خانه های خود مردگان». در خانه و محل آرامش و رفاه مردن، حکایت کسانی است که تصورات زاهدانه گوش دل آنان را کر می کند تا همچون مردگان زیست کنند. به راستی، مزیت انسان بودن، جز زندگی کردن، شادی آفریدن و شادی دیدن چیز دیگریست؟ مانند مردگان زیستن هنر مردان بزرگ و صاحبات شرافت و عزت نفس نیست؟ ما فراموشمان می شود که در پس هیچ زندانی، باغ آزادی را نساخته اند.
چه فریب خورده است بشر که عمر زیبا را صرف اوراد خوانی های تهی و گوشه گیری و انزوا می کند و موهبت در جمع زیستن، خدمت به خلق خدا و سخن گفتن با معشوق واقعی را گم می کند.
درون شنزار تنهایی به حفر چاه های عمیق می پردازد و مراتع سبز قلبها را رها می کند. انسان چقدر مشتاق به گمراهی و دور شدن از اصل و پرداختن در خیالات و سوداهای بی حاصل است؟ آیا زهد جز گوش سپردن به بانگ موهش غریزه مرگ و خالی کردن خود از بشارت زندگی چیز دیگریست؟ در زهد و وردخوانی ها آرامیدگی میمونی بزرگ بر فراز صخره ای عظیم را تجربه می کنیم. در چنین بودگی، آیا چیزی جز آسودگی فرو افتادن به مرتبه ماقبل تاریخ را به انتظار می نشینیم؟ شاید تنها حلاوت آن همین اوهام باشد، همین خالی شدن از خود باشد، همین مردن به صدای مهیب تنهایی در خانه فقر و گرد معشوق خیال باشد.
Igap.net/pendarno
#زهد #ریاضت #سلوک #سالک #راهب #رهبانیت #چله_نشینی #درویش #درویشی #انزوا_طلبی #زندگی #روانشناسی #مشاوره #مرتاض #کشیش