فردی نامشخص کمربند طلا را به کمرم بست

معصومه: یه دستبد شبیه النگوی طلای سفید و پهن و پر از زرق و برق و نو داشتم. فرد ناشناسی که جنسیتشم یادم نیست، یه کمربند طلا که شبیه یه سینه ریز پهن و بزرگ بود دور کمرم بست. تفسیر: خود را دیدن و برای خود خواستن را متوقف کنید و...

ادامه مطلب